در شبی غمگین‌تر از من قصه رفتن سرودی

در شبی غمگین‌تر از من قصه رفتن سرودی
تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی
تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی
ای دریغا دل سپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده‌ها و خنده‌های تو به نیرنگ آلوده بود
ای ز خاطر برده عشق آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشن بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
دیدگاه ها (۲)

زمستان را دوست ندارم چون با آمدنش به یاد نگاه های سردت می اف...

چــرا...؟همیشــــه بــرایـــم ســوال استـــــــــ :اگــــــر...

سنه خاطیر یازیرام تکجه سن بیل بونو ای جان ،سنه خاظر یازیرامس...

سنسیز ای شوخ منیم خوش گذرانیم یوخدورسنکی یوخسان ائله بیل جسم...

در شبی غمگین تر ازمن قصه رفتن سرودیتا ...

چندپارتی:وقتی دوستت داره و...pt²(end) به خودم اومدم و دیدم و...

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

در شبی غمگین تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

در شبی غمگین‌تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط