بارها میوه ممنوعه تعارف شد

بارها میوه ممنوعه تعارف شد
و من..........
یاد چشمان تو و سیب لبت افتادم!!

مطمئن باش تو «حوایی» و من «آدم تو»
من از آن روز که در بند توام
آزادم......!!!!






«آرش مهدی پور»
دیدگاه ها (۱۹)

تو آن جانی..........که به لب رسیدنتآرزوست..!!«شهره مرشدی»

زندگی را خودت با دست خودترنگ کن.........و بساز همان طور که خ...

خوشمزه..عالی

عالی..خوشمزه

من از آن روز که در بند توأم آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر ا...

سه سال و یک ماه و شانزده روز و چهار ساعت… این شمارش معکوسِ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط