یه چیزی بگم؟گمون نکنم از اثرات روزه باشه آآآ....

یه چیزی بگم؟گمون نکنم از اثرات روزه باشه آآآ....
ولی عجیب دلم هوس یه چیزیو کرده...

بگم؟!

دلم میخاد فحش بدم!طرفمم گااااو باشه منم هعییی فحش بدم اونم فقط نگا کنه،لحظه ب لحظه رگ گردنش بزنه بیرون!بیاد طرفم منم طی یه حرکت غیر انسانی عقیمش کنم ک دیگه واس من شاخ نشه...بچه پررو...نمیدونه با کی طرفه
دیدگاه ها (۵)

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

چند پارتی(درخواستی)

زیبای کوچک فریبکار

Name : اشک در آغوش گلبرگشالگردنم را پوشیدم و سریع از خونه زد...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۱" در آغوش رویای آبی ات "...

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

part:11&: ا/ت، نمی‌خوای بلند بشی؟ همه دارن نگامون می‌کنن. «خ...

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

رمان :قرارداد سرنوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط