همخواب رقیبانی و من تاب ندارم

همخواب رقیبانی و من تاب ندارم
بی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندارم

دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست

بسیار ستمکار و بسی عهدشکن هست
اما به ستمکاری آن عهدشکن نیست

پیش تو بسی از همه کس خوارترم من
زان روی که از جمله گرفتارترم من

روزی که نماند دگری بر سر کویت
دانی که ز اغیار وفادار ترم من

بر بی‌کسی من نگر و چارهٔ من کن
زان کز همه کس بی‌کس و بی‌یارترم من
دیدگاه ها (۱)

باز امشب دل من غرق گله شد بی تاب و بی رمق بی حوصله شد دردا ک...

خمیازه های کش دار سیگار پشت سیگارشب گوشه ای به ناچار سیگار پ...

نشستی به یادش تو غم داری، اون خوبه حالشتو درگیر اونی هنوزم، ...

همخواب رقیبانی و من تاب ندارم...بی‌تابم و از غصهٔ این خواب ن...

همخواب رقیبانی و من تاب ندارمبی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندار...

همخواب رقیبانی و من تاب ندارمبی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندار...

همخواب رقیبانی و من تاب ندارمبی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندار...

همخواب رقیبانی و من تاب ندارمبی‌تابم و از غصه ی این خواب ندا...

همخواب رقیبانی و من تاب ندارمبی‌تابم و از غصه ی این خواب ندا...

دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست...همخواب رقیبانی و من تاب ند...

عاشقانه های پاکهمخواب رقیبانی و من تاب ندارمبی‌تابم و از غصه...

همخواب رقیبانی و من تاب ندارمبی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط