. . . چنان آرام و مشتاقم

. . . چنان آرام و مشتاقم

برای دیدن رویت

که میدانم اگر آیی

رسد بر دیده ام نورت

ولی تنها و سرگردان

همیشه بر لب جویی

صدای باد و فریادی

صدای ناله رودی

شتابان می سپارم شاخه گل را در آغوشش

نمیدانم تو آنجایی

نمیدانم رسد گل، یا تو را بویش

همیشه دیده است رویت

نسیم صبحگاهانم

که بویت آورد سویم

کند جان را در آغوشم

صدای گریه ما را

کسی خاطر ندارد هیچ

چنان آرام می گریم که میمیرم زآرامی!
دیدگاه ها (۱)

در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از خ...

از خـــــــدا پرسیدند :عزیـــــزترین بندگــــــان نزد تـــــ...

روی قلب عاشقم,پا میگذاری می روی.ارزو را در تمنا,می گذاری می ...

عمریست تقلید شطرنج بازان فهیم را در اوردیم , ناگاه فهمیدیم ک...

PART:1 (شروع فصل 1)

صالح بیچار

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داریکی از مسیر کوچه قصد عبور داری...

زن سرخ پوش میدان فردوسی آنهایی که تهرانِ پیش از انقلاب را به...

از گلورینا به ایرزاک....✉ سلام بی وفا جان!امروز به اندازه تم...

فال روز متولدین تیر:امروز برای اینکه آرام باشید، باید بین کا...

لا شيء يضاهي رائحة من نُحبولو إعتصرت فرنسابأكملها في قنينة ع...

ما با این آهنگ هابزرگ شدیم یادش بخیر ♥😍تقدیم نگاه قشنگتون مه...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط