باݪ هایم را بستندۅ از لذت پرواااز برایم میگفتن!

باݪ هایم را بستندۅ از لذت پرواااز برایم میگفتن!
دیدگاه ها (۰)

- ماهی ها هم گریه میکنن، اما دریا خبر دار نمیشه..

میگن کویر یه جنگل بوده ولی به بارون گفته دوست دارم...♡

﮼اینجا‌آدما‌مال‌هم‌نمیشن،آرزویِ‌هم‌میشن

یه جا خیلی قشنگ نوشته بود:ما دو خط موازی بودیم، به هم رسیدنم...

دیگر برایم مهم نیست که باد چگونه می‌وزد من تمام کشتی هایم را...

گاهــی حجـم دلــــتنـگی هایــمآن قــــــدر زیـاد میشودکه دنی...

تو برایم نفسی، جان و تنی، دنیاییدلخوشم سختی اگر هست، تو هم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط