در تفکراتِ کهربایـــــیِ تو ...!!

در تفکراتِ کهربایـــــیِ تو ...!!
نقــــــــشِ من ،
آن قامتِ تکیده در خـــــزان شد.
دیدگاه ها (۳)

دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یارترینسینه را ساختی از عشقش ...

دردم از یار است ودرمان نیز هم دل فدای او شد و، جان نیز هم .....

ای نفس گیر ترین حادثه فصل خزان من به اسمت برسم سخت نبارم سخت...

آن زمان که آرزوی دیدن جانم باشد...در نظر نقش رخ خوب تو تصویر...

در آن غروب سرد خزان..🙌🏻💔#این_دریا_طغیان_خواهد_کرد #اسدیل #او...

هر سنگ که بر سینه زدم، نقش تو بگرفتآن هم صنمی بهر پرستیدن من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط