یادگاری از عشق

یادگاری از عشق
p¹¹
"ویو صبح"ویو کوک"

چشمام رو باز کردم که دیدم ا.ت کنارمه

آها...دیشب آوردمش اینجا

نگاهی به صورتش انداختم

آخه آدم چقدر میتونه خوشگل باشه

یه دفعه دیدم تو خواب برگشت سمتم و دستش رو گذاشت روی سینم

لعنتی الان چه وقت تحریک شدن بود

یه دفعه گوشیم زنگ خورد

شاه رضا پهلوی بود

گوشیو گرفتم و جواب دادم

+سلام آقا

پهلوی:سلام پسرم...مزاحم شدم بگم که...تو باید بری یه مهمونی و اونجا یه بسته اسلحه بگیری و از اون ور چون تیمسار جیهوپ ازت بالا زده این کار باعث میشه دوباره مقامت بالا بره

پهلوی:پیشنهاد میکنم ا.ت هم به عنوان پارتنرت ببر که شک نکنن

+چشم حتما

پهلوی ، +:خداحافظ

قطع کرد که دیدم کم کم ا.ت داره بلند میشه

چون امشب بود تصمیم گرفتم چند دست لباس بخرم

+بادیگاردددد

+بادیگاردددددددد

بادیگارد:بله ارباب ببخشید

+چند دست لباس زنونه برای ا.ت بگیر امشب مهمونی میخوام باهاش برم

بادیگارد:چشم

+تا ساعت ۸ آماده کن

بادیگارد:چشم

"ویو ۸ شب"ویو ا.ت"

توی اتاق خودم بودم و به دیوار خیره شده بودم(عزیزم اگه نقشه فرار کشیدی کور خوندی👍)که یهو صدای در اومد

_بله؟

بادیگارد:ا.ت این لباسا مال توئه

_مال من؟

بادیگارد:آره امشب با ارباب یه مهمونی میرین

_بهم چرا نگفت؟

بادیگارد:اونشو نمیدونم حالا تو اینارو بگیر خسته شدم(خنده)

_مرسی(لبخند)

لباسو ازش گرفتم و پوشیدم

زیاد اهل آرایش نبودم فقط یه رژ لب زدم

خواستم درو باز کنم که زودتر باز شد و خوردم به ارباب

_ببخشید ارباب

+اونجا بهم ارباب نگو یه چیز دیگه مثلا جونگکوک یا کوک یا اوپا چمیدونم یه چیزی بگو دیگه

_چشم

+رسمی هم‌ نباش(پوکر)

_باشه(خنده ریز)

"ویو مهمونی"

یه جا نشسته بودیم که ارباب گفت:

+من میرم یا جایی میام همینجا بشین

_باشه

ارباب رفت که نشسته بودم

هیو چشمم به هوپی افتاد

وایییی اون جیهوپهههه

چشماش سمتم اومد و منو دید

با نگرانی پاشد و پیشم اومد

بغلم کرد که توی بغلش هق هق کردم

=ا.ت چیشده؟

_ا...اون مافیای عوضی منو دزدید

=همونی که بهت تجاوز...

_آ...آره ل...لطفا کمکم کن

=باشه آروم باش

دستم روگرفت و خواست ببره سمت در خروجی که یهو ارباب جلومون سبز شد

+کجا با این زودی؟

=دست از سرش بردار لعنتی

سرش رو کج کرد و بهم نگاهی انداخت

+انگار به هرزه کوچولو چیزایی گفتی که از ددیش فرار میکنه

_ا...اون به...بهم چیزی نگ...نگفته

+بیبی گرل زبون باز کردی(پوزخند)بهتره دستشو ول کنی وگرنه برات بد میشه

=هر گوهی میخوای بخور

+اوکیه...

نگاهی به بادیگارداش کرد

که اومدن سمت هوپی

=سمتم بیاید میکشمتون

+فعلا که بادیگارد هاتون نیستن

_با...بادیگارد؟

+هه داستان جالب شد
دیدگاه ها (۶)

یادگاری از عشقp¹²_منظورش از بادیگارد چیه؟=نگاه کن عزیزم من ی...

یادگاری از عشقp¹³تلفنو قطع کردم به سمت کمد لباس رفتم و یه لب...

یادگاری از عشقp¹⁰که یهو شروع کرد به مک زدن لبامیه جوری میخور...

یادگاری از عشقp⁹+من که اجازه ندادم بری_..‌.+مشروب رو بریز تو...

پارت ۲

پارت ۱۱:عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط