آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part67

سعید سوشرتشو انداخت رو بازوهام
و حرکت کرد

نزدیکترین بیمارستان نگهداشت
و پیادم کرد

وارد شدیم

خلاصه جونم براتون بگه که
دکتر برگشت گفت سرما خوردم و بالا آوردنمم چونکه نوشیدنی زیاد خورده بودم بود

یکم قرصو دارو نوشت و رفتیم خونه
رفتم و رو تختم دراز کشیدم

چقدر حیف شد که نتونستم بمونم
سعید اومد و کنارم نشست

سعید:خوبی؟

من:اره خوبم تو چطوری

لبخندی زد

سعید:منممم خوبمم
باید الان بلند

من:حالا یکم دیگه باش

سعید:اوکی

چند دقیقه نگذشته بود که صدای چرخیدن کلید توی در اومد

من:واییی سعیدد

سعید: چی بگم بهت اخه الان

من:برو زیر تخت بجم... ..
دیدگاه ها (۱۸)

خیلی این اتفاق افتاده:)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part66سری تکون دادم و بیحال رفتم سمت یخچالدرش...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part65وسطای مراسم بودیم که من دیگه حالم به خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط