{پارت7}

{پارت7}

±باید بلد باشی به من چه!!
میدونم بلدی گمشو شروع کن!
اگه نری همینجوری زیاد تر میشه هاا!!!!!!

+بوخودا بلد نیستم

★با حالتی مظلومانه گفت★

★کاتسوکی آهی کلافه کشید و گفت★

±ببین دست هات باید روی زمین باشه
و روی پنجه پاهات وایسا، فهمیدی؟

★هنو هم صداش خشن بود، اما یکم آروم تر از قبل★

+چگونه ای گوربان

★هنو هم حالتش رو مظلومانه نگه داشت که شاید کاتسپکی ببخشکش★

±اسن نمیخواد بری ول کن🤦🏼‍♂
برو با دوستت تمرین کن

★وایلا از اینکه کاتسوکی از تنبیهش گذشت خیلی ذوق زده شد، اما سعی کرد نشون نده★

+ممنون

★چند لحظه سکوت کرد★

±قبل از این که بری یه سوال..
اسمت چیه؟..

★وقتی اسمش رو پرسید تعجب کرد★

★انتظار نداشت که حتی از تنبیهش بگذره، چه برسه به اینکه اسمش رو بپرسه★

وــوایلا..

★با لکنت جواب داد★

±چه اسم قشنگی هه

±حالا برو تمریناتتو بکن تا من بعدا میام بالا سرت

+چشممم

★کاتسوکی نیم ساعت همینجوری به تماشای دانش آموز ها ادامه داد★

★و بعد کاتسوکی رفت پیش آیزاوا و بهش گفت★

±این دختره که اسمش وایلا هستش من
میتونم اونو به عنوان شاگردم قبول کنم؟

±یعنی کلا زیر دست من باشه میخوام خودم
قوی ترش کنم
°°°°°°°°°°°°°°°
چطوره؟؛-؛
دیدگاه ها (۲)

ژذاب

کاری به نوشته بالاش ندارماین دقیقا منم وقتی نتم تموم میشهدر ...

{پارت 6}٭وایلا٭★دستم رو روی دستش گذاشتم تا از فشار دادن بیشت...

{پارت5}٭ویو کاتسوکی٭ دختر گند زدی که!!!!اون چه فحش هاییه؟!!!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط