با عشق میشود به خدا رسید از همین خیابان با همین خنکای شبا

با عشق میشود به خدا رسید از همین خیابان با همین خنکای شبانگاهی که از سمت پاییز می وزد. با عشق میشود گفت سلام. حال کسی را پرسید، به گلهای باغچه آب داد و اصلا نگران نبود. این عشق از کجا آمده که معجزه می کند؟ بوی سیب میدهد و عطر گل محمدی. یک جور اعتماد به تمام کائنات. انگار همه ی عاشقانه ها همصدا شده اند تا ضربان قلب تو را تنظیم کنند و لرزش دست و دل مرا. با عشق میشود در شب میلاد آسمان ، قرص کامل ماه را به فنجان چای مهمان کرد. من عاشقم. تو خود عشقی. پس بی دلیل نیست که امشب می شود به خدا رسید!

میلاد اسلام زاده
دیدگاه ها (۱)

بازوان یک "مــرد"دنیای امنی است که هر زنی دوست داردبه آن تبع...

کاش میشد این بار، شعر ها از من برای تو بنویسند. شاید آنها وا...

از چشمهایم افتاده بودیدرست روی لب هایمتا لب باز کردم مثل مرو...

گاهی آدم دلش کمی تعطیلی می خواهد؛بنشیند کنجی، گوشی ای، جاییب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط