themafiasnightslave
#the_mafias_night_slave
P26
که رفت اتاقش و یکم خودشو آروم کرد و دوباره پایین رفت ونشست که ات خیلی با جیمین گرمه خیلی عصبیه ساعت ۱۲:۰۰شد وهیون خیلی عصبیه و بچه ها میخوان برن که پاشدن و ات رفت همراهشون کرد و رفتن و ات درو بست و خواست بره تو اتاقش که هیون گفت
هیون:چرا باهاش گرمی
ات:کیه
هیون: خودتو نزن به اون راه(عصبانیت)
که هیون پاشد
ات:خب دوستمه
هیون:مگه دستته هم به سیکس پکاش دست زدی (داد.عصبانیت)
ات:چرا تو چکار داری تو مگه شوهرمی که راضی نیستی(داد)
هیون:حق ندارب چون من دوست دارم(داد)
ات اینجا شوکه شد که هیون نزدیکش شد و لباش رو لبای ات گذاشت و بوسید و ات هم همکاری نمیکرد و ازش جدا شد و گفت
هیون:ات توهم ازم خوشت میاد
ات هیچی نگفت ولی جوابش اینه که رفت هیون رو بوسید هیون اینجا اول تعجب کرد و بعدا همکاری کرد بعد ۵دقیقه نفس کم اوردن وازهم جدا شدن
ات:اهوم
هیون:دوست دارم
ات:منم
هیون:اوک الان برو استراحت کن
ات:اوک عشقم
ات هم یه بوسه کوتاهی رو لبای هیون گذاشت و رفت روز بعد.....
P26
که رفت اتاقش و یکم خودشو آروم کرد و دوباره پایین رفت ونشست که ات خیلی با جیمین گرمه خیلی عصبیه ساعت ۱۲:۰۰شد وهیون خیلی عصبیه و بچه ها میخوان برن که پاشدن و ات رفت همراهشون کرد و رفتن و ات درو بست و خواست بره تو اتاقش که هیون گفت
هیون:چرا باهاش گرمی
ات:کیه
هیون: خودتو نزن به اون راه(عصبانیت)
که هیون پاشد
ات:خب دوستمه
هیون:مگه دستته هم به سیکس پکاش دست زدی (داد.عصبانیت)
ات:چرا تو چکار داری تو مگه شوهرمی که راضی نیستی(داد)
هیون:حق ندارب چون من دوست دارم(داد)
ات اینجا شوکه شد که هیون نزدیکش شد و لباش رو لبای ات گذاشت و بوسید و ات هم همکاری نمیکرد و ازش جدا شد و گفت
هیون:ات توهم ازم خوشت میاد
ات هیچی نگفت ولی جوابش اینه که رفت هیون رو بوسید هیون اینجا اول تعجب کرد و بعدا همکاری کرد بعد ۵دقیقه نفس کم اوردن وازهم جدا شدن
ات:اهوم
هیون:دوست دارم
ات:منم
هیون:اوک الان برو استراحت کن
ات:اوک عشقم
ات هم یه بوسه کوتاهی رو لبای هیون گذاشت و رفت روز بعد.....
- ۸.۱k
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط