گاهی دلم میخواهد همه چیز تار و خاکستری نباشد...

گاهی دلم میخواهد همه چیز تار و خاکستری نباشد...
سفید باشد... یا حداقل آبی!...

گوش هایم را بگیرم و آرام آرام پیش روم...

دلم یک حس سرد میخواهد...

مثل وقتی که سرت را زیر آب میکنی و همه چیز در کندی زمان و آبی! مکان پیش می رود

آرام آرام...

دلم آرامش میخواهد...
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وششم: نفرینی که در تاریکی زاده شد---گ...

مرگ در اغوش معشوقه خود

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹³شش ماه از اولین باری که اِت پایش...

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط