بِخـــــونـ قشنـگه

بِخـــــونـ قشنـگه
سرطان و دوست دارم
ذره ذره اب شدن جلو همه اون کسایی که اذیتت کردن
اشکتو در اوردن
بهت نامردی کردن
دوست داشتنتو نفهمیدن :)
راستش میدونی؟
وقتی همه چی تموم میشه...
تازه اولِ راهِ...
گریه ها تازه شروع میشه...
فکرا شروع میشه...
تنهاییا شروع میشه...
واسه تو هیچی مهم نیس...
اینکه چه بلایی سرِ من میاد...
واست مهم نیس...
اما یه روزی میرسه با یه دسته گل میای دیدنم
جلوم میشینی...
مثه من اشک میریزی...
اون روز میفهمی چقدر دیر شده...
واسه حرفایی که نباید زده میشد ولی...
واسه کارایی که به خاطر لج کردن کردیو نباید میکردی...
حالا جاهامون عوض شده...
حالا حالِ اون روزامو میفهمی...
اما من دیگه نیستم...
تو هم نگران نباش خاک سرده میگذره...
زود فراموش میکنی... :)
جام پر میشه...
دیدگاه ها (۱)

از پیشم میری اون بیرون انگار هنوز بارونه اشکامم دیدی ولی انگ...

بدون تو p2

عشقم به تو پارت ۲سمت آلما و گروهشبعد از مرتب کردن وسیله هانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط