.

.
حواسم پرتِ چشمهایت بود
دلم را ربود
و گذاشت میانِ پلکهایش
و مرا به اسارت برده است
فداےخنده هایت
حالا که ربوده اے
مراقبش باش
پس دادنش
دیدگاه ها (۶)

پارت شانزدهم چند روز بعد توی این چند روز تهیونگ خیلی بهتر از...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

پارت هجدهم بارون گرفته بود. رزا کنار پنجره نشسته بود، یه فنج...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط