نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفت

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفت
ابر دلتنگی دوباره آسمانم را گرفت

تا دلم در کوی دلتنگی برایت میسرود
لکنتی امد زبان بی زبانم را گرفت

درمیان خاطراتت در وداع آخرین
قطره قطره اشک آمد دیدگانم را گرفت

عمر من سر میرود باحسرت آغوش تو
با نبودت مهربان دنیا امانم را گرفت

زندگی بامن چه بازیهای پنهانی نکرد
بس که تابم داد صبر آستانم را گرفت

تا سفر رفتی،گناه غم میان باورم
تک تک ثانیه های عمر رااز من گرفت

شانه های مهربانت را بیاور خوب من
گریه های لعنتی تاب و توانم را گرفت
دیدگاه ها (۳)

میخواهمت میدانی اما باورت نیستفکری به جز نامهربانی در سرت نی...

هرچه کنم نمی شـود...، تا بروی تو از دلماز تو فرار می کنم ......

همیشه پیش چشمان پر از مهرت کم آوردمبرای دیدنت هر بار ، دلیلی...

بغل کن بالشت را، بعد از این او برنمیگرددبهارمملو از گلهای شب...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

" نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفت "" ابر دلتنگی دوباره ...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط