فک میکنم کم کم دیونه بازی رو دارم بلدمیشم ...

فک میکنم کم کم دیونه بازی رو دارم بلدمیشم ...

انگارقدمام ب این خیابونا وقتی تونیستی بدجوری وابسته است اینقدکه بافکرت قدم زدم اینجاحتی خیابونم ازقدمام خستس&#
دیدگاه ها (۱)

برای بیزارکردن من ازخودت دیرشده بود دیگ حرفات واسم مهم نبود ...

توکه کشتی غرورم رو دیگ چی میخوای ازجونم نمیمونم کنارتونمیخوا...

نزاربمونم توکمااا به قلب من نفس بده ..زندگیموفقط چشات به من ...

خاک سرمزارمن نشونی ازنبودنه ......

رمان غریبه کوچولو

پارت 117

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط