p26

p26

قیافش باحال بود بهش میخندیدم براش اب بردم و دادم دستش و غش کرده بودم از خنده کهیهو مچ دستمو گرفت و محکم کشید افتادم رو پاهاش و جیغ زدم

هه سو: روانی کره سگ مگه مریضی کثافت حقته حالا دیگه نمیتونی برینی (اوک دست بچه ندیدن بخونه) از سوزش کونت

کوک: خانوم هس نمیکنید خیلی بی ادب شدی (اخم) اینجا خونه خودت نیست هرکاری بخای بکنی(جدی)

هه سو: اینحا خونه خودت نیست هرکاری بخای بکنی گگگگ(وی ادا در میارد)

کوک: عه دوباره

هه سو: عه دوباره گگگگگگ

کوک: نمیشه اینجوری الان بهت میگم

هه سو: الان بهت میگم گگگ چه گوهی میخای بخوری ولم کن بینم باو

از جاش بلند شد و همونجور که روپاش بودم بغلم کرد و به سمت در بیرون درو باز کرد رفت سمت استخر

هه سو: ن توروهدا ن تو که نمیخای اینکارو بکنی ن سرده هوا لطفا

کوک: عا نمیخام؟ حتما میخام الان بهت میگم بشمار ۱.. . . ۲.. . . . ۳.. . . بای بای

هه سو: جییییییییییغ من..... من شنا..... شنا بلند نیستم (داره غرق میشود نفری یه صلوات ختم کنید برای شادی روح ان مرحوم)

کوک: نگا نقش بازی کردنشو بای من رفتم

نمیتونستم تو اب نفس بکشم دست و پا میزدم ازکوک کمک میخاستم ولی فکر میکرد دارم دروغ میگم

، کم کم داشتم خفه میشدم هرچی دست و پا میزدم نمیشد کاملا از هوش رفتم (خدابیامرزتت)

ویو کوک:

انداختمش تو استخر تا ادب بشه، داد میزد کمکم کن لابد داره نقش بازی میکنه محلش نزاشتم و برای اینکه یکم حرصشو در بیارم همونجا ولش کردم و رفتم تو خونه (خو پدسگ مرد)

یکم وقت گذشت ولی از هه سو خبری نبود نگرانش شدم نکنه واقعا شنا بلد نباشه


کوک: خاک تو سرت کوک اگه... اگه واقعا شنا بلد نباشه و غرق شده باشه چی.... اه شت

سریع از سر جام بلند شدم و رفتم سمت استخر(تا تو بری اون بدبخت مرده)

هه سو رو دیدم رو اب وایساده هیچ تکونی نمیخورع حتما داره سر به سر من میزاره(این بدبخت داره میمیره این هنو میگه الکیه😐)


کوک: هه سو، میدونم داره سر به سر من میزاری حالت خوبه، با توعم کره خر هه سو، هه سو(داد)

سریعپریدم تو استخر رفتم به سمتش تکونش دادم برشگردوندم بیهوش بود هرچی صداش میکردم جواب نمیداد

کوک: هه سو، هه سو خوبی، با توعم هه سو(داد و بغض) ببخشید لطفا هه سو چشماتو باز کن(گریه) هه سو(داد)

(بچه مردم رو کشت گریه میکنه)


کوک: هه سو باز کن چشماتو هه سو (داد و گریه) ببخشید هه سو چشماتو باز کن



(تو خماری بمونید تا لایک هاتون به ۴۰برسه فعلا گود بای)
دیدگاه ها (۶۲)

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:9رفت بیرون و درو قفل کرد...

رئیس دوست داشتنی پارت چهاردهم صبح بود ومن از تخت خوابم بلند ...

پارت پنجمیسو: خانم لیننامجوک: خانم لین داداشش تهجون مردهکوک:...

(کشتار مافیا) «پارت 1»11سال قبل گو هاجین: لطفا بهمون رحم کن ...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁸لب لوچشو آویزون کردیونا: بد شد پیشنهاد جون...

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

عشق خیانت انتقام

پارت۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط