پارت پنجم

پارت پنجم
سکوت بین آکیرا و چیکا همچنان ادامه داشت که ناگهان صدای باز شدن در، سکوتِ دنجِ اون‌ها رو درهم شکست.... آکیرا وقتی او رو دید خشکش زد.... او گفت:
«اوه! نگاه کن کی اینجاست! آکیرا؟ تو؟ توی این کافه‌ی دورافتاده؟»
آکیرا با شنیدنِ صدایِ بلند و پرشورِ «کِنتو» (یکی از پسر های ورزشکار و پرحرفِ کلاسشون)، طوری که انگار برق گرفته باشد، صاف نشست. به سرعت قهوه‌اش رو برداشت و جوری که انگار اصلاً چیکا رو ندیده، گفت: «کنتو... آره. فقط داشتم... گزارشِ تمریناتِ دیروز رو مرور می‌کردم.»
چیکا که از این چرخشِ ناگهانیِ آکیرا شوکه شده بود، یه ابروش رو بالا انداخت و با لبخندی که سعی می‌کرد مخفی‌اش کنه، به آکیرا نگاه کرد.
کنتو بی‌دعوت صندلیِ خالیِ کنارِ آکیرا رو کشید و نشست: «عجب! چه پشت‌کارِ عجیبی داری پسر! من فکر کردم فقط توی مدرسه انقدر جدی هستی.» بعد نگاهش به چیکا افتاد و چشماش گرد شد: «اووه! چیکا؟ تو هم اینجا چیکار می‌کنی؟ نکنه شما دو تا...»
آکیرا سریع پرید وسط حرفش: «نه! اصلاً! من داشتم می‌رفتم که چشمم بهش افتاد. چیکا هم... داشت اینجا درس می‌خوند، مگه نه؟» آکیرا با نگاهی که التماس می‌کرد، به چیکا خیره شد.
چیکا که حسابی از دستِ آکیرا خنده‌اش گرفته بود، تصمیم گرفت کمی اذیتش کنه. با لحنی خیلی ریلکس، لیوانِ قهوه‌اش رو برداشت و گفت: «آره، کاملاً اتفاقی. آکیرا داشت دنبالِ یه جای دنج می‌گشت، منم که اینجا بودم. چطور؟ چیزی شده کنتو؟»
کنتو با شک و تردید نگاهی بین آکیرا که داشت عرق می‌ریخت و چیکا که خیلی خونسرد بود انداخت: «نه، فقط... آکیرا، تو معمولاً از این مدل کافه‌ها خوشت نمیاد. خیلی برام عجیب بود که کنارِ محبوب‌ترین دخترِ کلاس نشستی!»
آکیرا سعی کرد خونسردی‌اش رو حفظ کنه: «کنتو، تو خیلی زیاد حرف می‌زنی. اگه کار نداری، من و چیکا داریم... رویِ یه پروژه کار می‌کنیم.»
چیکا با شیطنت به آکیرا نگاه کرد و زیرِ میز، با نوکِ کفشش آروم زد به پایِ آکیرا: «آره، پروژه! خیلی هم پروژه مهمیه، درسته آکیرا؟»
آکیرا که حسابی کلافه شده بود، فقط سرش رو به نشونه تأیید تکون داد، در حالی که آرزو می‌کرد زمین دهن باز کنه و کنتو رو ببلعه!....
چیکا کمی حوصلش سر رفت و میخواست حرص آکیرا رو در بیاره پس به کنتو گفت:
«اومممم...کنتو_ سان، لطفا اینو به کسی نگو ولی.... من و آکیرا باهم قرار میذاریم و سعی داشتیم بپیچونیم...

....

خب دوباره بمونید تو خمارییی 😃😃😃
حیحی 😃😃😃✨✨✨✨
دیدگاه ها (۷)

خب بچه ها این شخصیت جدید رمان هست که باید توی پارت قبل باهاش...

یکی از بهترین شیپ های سال 2026 ): "تایرا و آزوما" 🛐🥲

اینا فالو شن😃🛐🎀

هرکی میخواد یور بشه باهام پروف ست کنه بگه😃✨

پارت چهارم آکیرا بعد از یه روز خسته‌کننده، برای اینکه کمی خل...

«نقابت را بردار، آکیرا»پارت دوم چیکا و آکیرا به سمت پشت بوم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط