از راه می رسند بهاران و عیدها

از راه می رسند بهاران و عیدها
مانده ولی به راه تو چشم امیدها
زخم فراق در دلمان کهنه می شود
آقا در آستانه سال جدیدها

مانند آفتاب لب بام تا به کی
دل خوش کنیم بی تو به وعده وعیدها

دلتنگی مرا به تماشا گذاشتند
هر جمعه برگ زردی از این سر رسیدها

مانند ماست در تب و تاب فراق تو
هر شب جنون سر به گریبان بیدها

هر روزمان بدون تو شام عزا گذشت
ای صبح بازگشت تو آغاز عیدها

می آیی از نواحی سرسبز آسمان
با بیرقی به سرخی خون شهیدها

شاعر:یوسف رحیمی
دیدگاه ها (۵)

از راه می‌‌رسند بهاران و عید‌هامانده ولی به راهِ تو چشم امید...

منوچهر نیستانی

🍀 به پیشواز جشن ملی چهارشنبه سوری برویم:🔥 🔥 🔥 جشن #چهارشن...

🔴 نماهنگ فوق‌العاده عالی و جدید《لبیک یا امام سید مجتبی》🎥 نسخ...

🔥🔥🔥

امام سیدمجتبی خامنه‌ای حفظه الله تعالی: 🌷برای شهدای🇮🇷مظلوم و...

خداوند هم «ساعت زنگی» دارد.علامه حسن زاده آملی : بنده سالیان...

هواللهم، بفضل العلم والعمل المتجذرين في التوحيد، بلِّغني الت...

گزیده ای از آئین تفحص شهید دریاناوبان دوم پاسدار شهید حمید م...

مادری روی زمین نشسته تا هم‌قد دست‌های پسرش شود. آب را که روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط