داشتَم اَشـک میریختَم وبهِش میگُفتَم:

داشتَم اَشـک میریختَم وبهِش میگُفتَم:
نَرو
تُوروخُدا...
تَنهام نَذار
مَن به غِیراَزتُودیگِـه کَـسی رونَدارم
بـخُداخِیلی دُوست دارَم
بااَنگشتاش اَشـاکمُـوپاک کرد
گُفت:
به خُدامَنـم...
دوسش دارَم ...
دیدگاه ها (۳)

ملکه ی آدمیزاد و سه پادشاه خوناشام

____[The Forbidden Crossing]____

پارت ۱۴ .من .....من ازت خوشم میاد ات در تعجب گفت چییییی تهیو...

این جا برای بعد از مسابقه هست که تا میان باهم برقصن یه آن چند تا پسر دور انیا که افتخار رقصیدن بدید

پارت ۲

پارت ۵حدود ۴ ماه بعد_۳۱ اوت _ساعت ۱۱ و ۵۰ دقیقه_جونگکوک:فقط ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part37نیشخند مسخره ای زدسعید:دوست کدوم دوست ا...

خب می‌دونید راستش اومدم دردناک ترین خاطره زندگیم رو تعریف کن...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

P9 .MY GOOD MISTAKE.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط