PART

PART:⁹
با صدای چیزی که از بیرون اومد کتک زندش رو متوقف کرد که یهو صدا نزدیک تر شد نامجون که دید صدا داره نزدیک میشه پتویی رو روی آت کشید و خیلی ترسناک لب زد
√ بفهمم از اتاق اومدی بیرون همین جا چالت میکنم فهمیدی ؟ ( با نگاه های ترسناک گفت جوری که دندون های نیشش معلوم شد آت هم فقط سرش رو بع معنی باشه ای تکون داد )

× آت آت کجایی ( نگران و داد )
نامجون رو به روش ایستاد و خیلی خونسرد لب زد
√ اوه جین چیزی شده ؟
- دارم دنبال آت میگردم ...تو می‌دونی کجاست؟ ( نگران )
√ اوم آت رو میگی ...چند دقیقه پیش اومد پیش من اومد و گفت که خوابم میاد منم راه اتاق رو بهش نشون دادم و الآنم فکر کنم خوابیده ( خونسرد )
- چی ولی اون که این موقع ها خوابش نمیبرع
√ اوه جین بیخیال خیلی خسته بود ..ولش کن دیگه بزا بدبخت یه کوچولو استراحت کنه
- هوففف باشه
به سمت بالکن رفتن و پیش بقیه نشستن نامجون شرابی رو توی دستش گرفت توی دست هاش شراب رو میچرخوند که به شراب بغل دستیش که جونگ کوک بود زد و جمله ای « به سلامتی » رو لب زد و نوشید تا خواست پیک دوم رو بنوشه صدای گریه آشنایی شنید
ادامه دارد
پارت بعد و الان میزارم
دیدگاه ها (۶)

PART:¹⁰خواست پیک دوم رو بنوشه که صدای گریه آشنایی شنید درست ...

🙃🙃ادیت خودمه چطور شده؟

PART:⁸نکته : اسم هه جین شد آت شت مجبور شدم دنبالش برم که یهو...

PART:⁷من باید یه توضیحی به شما بدم قشنگام هه جین و هیچ کس دی...

چندپارتی☆درخواستی>>>p.4بیشتر از نیم ساعت صدای جونگکوک از توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط