میگن دوتا معتاد خرما م خوردند و هسته هاش به سمت هم پرتاب

میگن دوتا معتاد خرما مى خوردند و هسته هاش به سمت هم پرتاب مى کردند
یکیش گفت اشغر میدونی ما داریم چی کار می کنیم!؟
گفت نه.
گفت پشر ما داریم جنگ هشته ای میکنیم،اونم بین دو ابر قدرت(;
دیدگاه ها (۴)

شعری ک ایت الله بهجت دراواخر عمرشان زمزمه میکردند....با كدا...

- من خدا را دیدم امروز توی بارانی که بارید روی گلبرگ گلی ک...

یکی بهم پی ام دادشغلت چیه گفتم حمل و نقل گفت حمل نقل چی شرکت...

(:

Novel panleo ♡ #part⁵⁰ ♡『 leoreza 』خیلی کار ها داشتم بعد از ...

رمان j_k

p83تو همین لحضه همه ارتش داشتن مقاومت میکردن ولی انسان ها د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط