پدر و مادری با بچه دوسال و نیمه خود بدنبال کاری می روند و

پدر و مادری با بچه دوسال و نیمه خود بدنبال کاری می روند و بعد از دو ساعت متوجه می شوند که بچه همراهشان نیست و یادشان میافتد که بچه را داخل ماشین جا گذاشته اند بطرف ماشین میروند و می بینند که بچه از شدت گرما جان سپرده است. این اتفاق امروز در شهر قم افتاده است!
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پنجم 5

🖤 مافیای منقسمت دوم | دفتر مدیرعاملصبح روز بعد، ات از وقتی و...

#ددی_من| قسمت چهارم: راز پدرلیا هنوز گوشی را کنار گوشش نگه د...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

Heir of Light and Darknesspart : 3سه روز بعد. تهیونگ با اجبا...

پارت دوم: اولین حمله 🌧️🖤ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.عمارت در س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط