نامزد_من🍷🖇

نامزد_من🍷🖇
پارت2
همین که رسیدیم دیدیم که جونگکوک
نیست
بعد چند دقیقه بعد پلیس اومد و رفتیم دوربین های مداربسته همسایه رو نگاه کردیم که یه باردیگار بود فک کنم اومده بود دنبالش و جونگکوک سوار ماشین کرد و رفت فک کنم جونگکوک از اون خر پولا بود ولی نمیدونم چرا اون مافیا ها دنبال جونگکوک و مامانش بود

[10سال بعد]

بادیگارد:رئیس ماشین آمادس لطفا بیاید

کوک:الان میام

ویو کوک:داشتم به اون دختر که ده سال پیش منو از دست اون قاتل های مامانم نجات داد فک میکردم که یهو بادیگارد اومد گفت ماشین آمادس منم گفتم الان میام


ویو ات: هعی یه روز گند دیگه هم شروع شد تف دو هفته دیگه مدرسه ها شروع میشه ولی باید دوباره برم سر کار و گرنه چطوری باید خرج مدرسه بدم بعد لباسمو پوشیدم و به لیا که هم کارم بود گفتم دم در وایستا باهم بریم

ویو کوک:سوار ماشین بودم که اون دختری که منو نجات داد رو دیدم یهو به راننده گفتم وایستا

کوک:سلام
ات:سلام
کوک:منو یادت میاد؟؟
ات:....
کوک:عادیه که یادت نیاد ناسلامتی ده سال پیش عمو دیده بودیم
ات:اع جونگکوک تویی
کوک:ارع تو اسم منو از کجا میدونی؟؟!
ات:خب مامانت خودش صدات زد گفت جونگک
دیدگاه ها (۰)

#نامزد_منپارت ۳همین جور که داشتیم میرفتم یهو یه سگ پارس کرد ...

نامزد_من🍷🖇پارت۴دقیقا یک هفته این ویو هر روز من بود و کوک هم ...

نامزد_من🍷🖇پارت 1( ات )وقتی 9 سالم بود داشتم از مدرسه بر می‌گ...

نامزد_من🍷🖇کاپل:ات و کوکژانر:عاشقانه،کمی اصما/ت،انتقامتعداد پ...

... ددیه حیرت انگیز من پارت ۶...

part36 عشق پنهان《ویو ات》با حرفش خشکم زد فکر نمی کردم انقدر ع...

part18 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》ات اومد کنار من دراز کشید و سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط