ای چشم خرد حیران در منظر مطبوعت

ای چشم خرد حیران در منظر مطبوعت
وی دست نظر کوتاه از دامن ادراکت

گفتم که نیاویزم با مار سر زلفت
بیچاره فروماندم پیش لب ضحاکت
#سعدی
دیدگاه ها (۲)

خلق و خویت داعش و لب‌هام خاک سوریهزودتر کاری بکن، قاسم سلیما...

خرقه پوشی من از غایت دینداری نیستپرده ای بر سر صد عیب نهـان ...

سی سال دیر کردی و از عشق خالی‌اممعنای نیمه‌ی پُر لیوان تو نی...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم می‌رودوآن دل که با خود داشتم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط