🦊
🦊
[۱۲:۳۶ ~ ۱۲:۴۲ به وقت کره]
بنگ های ㅎㅎㅎ
دیشب وقتی خواب بودم،
لینو هیونگ بهم زنگ زد.
ازم خواست برم سوسک رو بگیرم.
محکومش میکنم.
استی: جونگین، خودت گرفتی؟
نه.
باید قویتر بشی.
موفق باشی، هیونگ.
اینو گفتم و دوباره خوابیدم.
من سوسک گرفتنم خوبه.
از بچگی حشره زیاد دیدهام.
برام مهم نیستن.
البته یکم نگرانش بودم،
ولی خوشحالم که خودش از پسش بر اومد.
اینکه نصفهشب توی خواب همچین چیزی شنیدم خیلی خندهدار بود.
انقدر خندیدم.
ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋ
من شرکت بنگ رو برای کمک به بقیه اداره میکنم،
ولی بعد از ساعت ۱۲ باید بخوابم، برای همین درخواستش رو رد کردم.
بازم میام ㅎㅎㅎ استی
استی، بنگ بای ㅎㅎㅎ
[۱۲:۳۶ ~ ۱۲:۴۲ به وقت کره]
بنگ های ㅎㅎㅎ
دیشب وقتی خواب بودم،
لینو هیونگ بهم زنگ زد.
ازم خواست برم سوسک رو بگیرم.
محکومش میکنم.
استی: جونگین، خودت گرفتی؟
نه.
باید قویتر بشی.
موفق باشی، هیونگ.
اینو گفتم و دوباره خوابیدم.
من سوسک گرفتنم خوبه.
از بچگی حشره زیاد دیدهام.
برام مهم نیستن.
البته یکم نگرانش بودم،
ولی خوشحالم که خودش از پسش بر اومد.
اینکه نصفهشب توی خواب همچین چیزی شنیدم خیلی خندهدار بود.
انقدر خندیدم.
ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋ
من شرکت بنگ رو برای کمک به بقیه اداره میکنم،
ولی بعد از ساعت ۱۲ باید بخوابم، برای همین درخواستش رو رد کردم.
بازم میام ㅎㅎㅎ استی
استی، بنگ بای ㅎㅎㅎ
- ۱۸۵
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط