در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم،

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم،
يک تراش سرخ لاكی داشتیم،
كیفمان چفتی به رنگ زرد داشت،
دوشمان از حلقه هایش درد داشت،
گرمی دستانمان ازآه بود،
برگ دفترهایمان از كاه بود،
تا درون نیمكت جا میشدیم،
ما پُر از تصمیم كبری میشدیم،
باوجود سوز و سرمای شدید،
ریزعلی پیراهنش رامیدرید،
كاش میشد باز كوچک میشدیم، لااقل يک روز كودک میشدیم!!


پیشاپیش پاییزتون مبارک!
دیدگاه ها (۱)

همسر يکي از فرمانده‌هانِ پاسگاه، که به تازگي ازدواج کرده، و ...

پاییز زیبا و رنگ به رنگ... 😍😍😍

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط