محمودرضا و دخترش از زبان سهیل کریمی

محمودرضا و دخترش از زبان سهیل کریمی

محمودرضا از دخترش دل نکنده بود و خیلی از شب‌ها که باهم درد دل می‌کردیم مدام از دخترش کوثر می‌گفت؛ با تمام وجود آنجا کار می‌کرد اما فکرش در ایران بود؛ گوشی ایشان همیشه روشن بود و هرگز خط ایران را خاموش نمی‌کرد.

حسین(شهید بیضایی) همیشه ارتباطش را با کوثر حفظ می‌کرد و در آخرین روزهایی که به عملیاتی رفته بود در فاصله حدودا ده متری که دشمن آن نقطه را میزد، می‌خواست بدود که یک لحظه به یاد کوثر افتاد، لحظه‌ای درنگ نمود و دوباره شروع به دویدن کرد.
دیدگاه ها (۱)

وطن، هویت، ایمان، فرهنگ و همه آنچه نشان و نشانه ایرانی‌بودن ...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁹آیلا آر...

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

سخنان سهیل کریمی در #سومین_سالگرد_شهادت_آقامحمودرضا درگفتگو ...

🌷 درون خودش کلنجاری داشت با خودش. برای کسی آشکار نمی‌کرد اما...

دیروز، او در میدان‌هایی ایستاد که بسیاری از فرماندهان پشت می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط