پارت ۳۸ :

پارت ۳۸ :
دکمه های کنده شده

تایجو که با دید صحنه رو به روش روی زانو هاش افتاده بود به لکنت افتاد

بقیه هم پشت سر تایجو از کلیسا بیرون اومدن تا ببینن چه خبره

دراکن با شنیدن صدای بقیه برگشت او روی پله های ورودی نشسته بود

دراکن : کارتون تموم شد ؟

بعد خندید خنده قشنگ و عجیبی بود بی خیال و اروم انگار هیچ اتفاقی نیفتاده سپس به سوزومه که وسط اون همه ادم کتک خوده و پخش زمین وایستاده بود و به صورت یکی مشت میزد اشاره کرد و گفت

دراکن : شرمنده سوزومه نزاشت من کاری بکنم همش رو تنهای انجام داد

درسته سوزومه کازوکی کاپیتان دسته اول تومان به تنهایی ۱۰۰ نفر اعضای اژدهای سیاه رو تا سر حد مرگ کتک زده بود

تایجو با صدای لرزون گفت : اینجا چه خبر شده

سوزومه یه مشت محکم به اخرین نفر زد و اون هم بیهوش روی زمین افتاد بعد برگشت سمت تایجو و با قیافه پوکر و خنثی گفت : میشه به مایکی بگی کار من اینجا تموم شده ؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چند دقیقه بعد:

دراکن وارد کلیسا شد : هان ؟ جو اینجا چرا اینجوریه لعنتی دلم گرفت

مایکی : دراکن اومدی

دراکن : بدوید دیگه سوزومه داره اون بیرون یخ میزنه

تاکه میچی: چی‌...

دراکن: کار همشون رو ساخت شیبا تایجو بهت باخت مایکی و افرادش رو هم از دست داد

مایکی خندید: خیلی خوبه

بقیه که تعجب کرده بودن سریع به بیرون از معبد هجوم اوردن تا ببینن چه خبره

تا بقیه اومدن بیرون سوزومه هم به سمتشون برگشت و دستش رو بالا گرفت: ایول بچه ها دیدین چقدر خفن بودم!!

تاکه میچی و چیفویو خیلی ذوق زده بودن داد و فریاد میزن که تومان برد ! یوزوها هم که کلا گیج شده بود به سوزومه اشاره کرد

یوزوها : تنهای این کار رو کرد ؟

میتسویا شوکه خندید : اره اون ...یه هیولای واقعیه

چیفویو: لعنتی تمام موهای تنم سیخ شد این خیلی خفنههه !!!

تاکه میچی لبخند کجی زد خسته و داغون به نظر میرسید و گفت : مأموریت به پایان رسید

بعد بیهوش شد و روی زمین سر و برفی افتاد

همه برگشتن و نگاهش کردن میتسویا با اینکه حالش چندان بهتر نبود کولش کرد و گفت

میتسویا: دراکن ...سوزومه ...مایکی ممنون که اومدید بدون شما ما پیروز نمی‌شدیم !!

سوزومه داد زد یه جوری که مشخصاً صحنه های احساسی رو که میتسویا انتظار داشت بعد از صحبتش ببینه خراب کرد

سوزومه : د...بیاید بریم دیگه!!! دارم یخ میزنم اونجا وایستادیدن چه غلطی میکنید !؟

مایکی تا دهنش رو باز کرد که چیزی بگه یه نفر از افراد نیمه بیهوش گنک اژدهای سیاه آستین لباس سیاه سوزومه رو گرفت و خیلی محکم کشید

سوزومه با سرعت زیادی برگشت تا مشت بزنه به صورت طرف اما هم زمان با خوردن مشت صدای برخورد چیز های با زمین شنیده شد

دکمه های لباس سوزومه کنده شده بودن

سوزومه به دکمه های روی زمین خیره شد : لعنتی سردهههه

بقیه تعجب کردن و به سوزومه خیره شدن دکمه های جلوی لباسش کاملا کنده شده بود و جلوی لباسش باز بود دست چپش رو کاملا از مچ تا شونه و ترقوه با بانداژ بسته بود نیم تنه مشکی نتش بود و از چیزی که فکر می‌کردن هم لاغر تر بود

دراکن غرغر کرد: ای احمق هیچی زیرش تنت نبود ؟!

سوزومه شونه بالا انداخت : از اون موقع دارم میگم یخ کردم

مایکی با خنده و به سمت سوزومه رفت

سوزومه غر زد : د ...نخند مایکی!!! دارم یخ میزنم زود باشید بیای بریم

میتسویا: تقصیر خودته اخه کدوم ادمی تو این هوا اینجوری میاد بیرون ؟

چیفویو که مشخص بود خجالت میکشید گفت: سوزومه چان با این .. لباس تا خونه سرما میخوری ها ...

یوزوها : واو ...بی خیال دختر از چیزی که فکر میکرد لاغر تر و خوش اندام تری

سوزومه صورتش رو کرد اون طرف و داد زد : یوزوهاااااا

مایکی که تقریباً به سوزومه رسیده بود خندید و دکمه های پالتوش رو باز کرد: ای کله پوک اینجوری سرما میخوری

بعد پالتو رو سمت سوزومه گرفت : بپوشش

سوزومه : نمیخوام

مایکی اخم ریزی کرد : دستور بود

سوزومه تشر زد: من که به دستور های تو گوش نمیدم

مایکی: عا...خوب ...پس خواهشه

سوزومه خندید: گفتم نمیخواد

مایکی پالتو رو روی شونه سوزومه انداخت و دکمه هاشو تا بالا بست

مایکی : بهتر شد

سوزومه دست هاشو بالا گرفت و به آستین های بلند لباس اشاره کرد و قیافه کیوت گرفت ( سوزومه نسخه دوم مایکی ✓) : خیلی بلندههه

مایکی : تو کوتاهی -

بعد برگشتن سمت بقیه

سوزومه : چتونه چرا ایجوری نگا میکنید ؟

دراکن در حال زدن خود به کوچه عالی چپ : هیچی هیچی

یوزوها : سوال اول‌...شما واقعا دوستید ؟

سوزومه : یوزوهااااا اگه استین های این لباس کوفتی آنقدر بلند نبود انگشتم رو میکرد ته حلقت !!!

همه زدن زیر خنده و سعی کردن فضای سنگین کلیسا رو پشت سر بزارن

+ـ+ـ+ـ+ـ+
بقیه پارت بعد ⁦(⁠~⁠‾⁠▿⁠‾⁠)⁠~⁩
دیدگاه ها (۲۴)

من زنده شدم والا یادم رفته بود تو ویسگون فعالیت کنم 🤡...بعد ...

رفیقم: بارون بیرون خیلی قشنگه مگه نه ؟واکنش‌ منی که با موتور...

پارت ۳۷ :طلوع دوره جدید سه موتور جلوی افراد گنگ اژدهای سیاه ...

پارت ۳۶:به خاطر اوتاکه : اخه چرا باید این کار رو بکنه ؟کازوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط