بانوی من،

بانوی من،
از شانه‌هات شروع کنم برسم به دست‌هات؟
یا از دست‌هات بروم بالا؟

یک وقت نگاهم نکنی
دستپاچه می‌شوم
لب‌هات را می‌بوسم

نوشته‌هات را بزرگ می‌کنم
می‌چسبانم به آینه
که به جای خودم
تو لبخند بزنی

من؟
من با صدای نفس کشیدنت هم
عاشقی می کنم
حتی اگر آرام و بی صدا
خودم را بگذارم در دست‌هات
و بروم
حتی وقتی از کنارت رد شوم
برای پرت نشدن حواست
بوی تنت را پُک بزنم
نه
تو را با هیچ چیز عوض نمی‌کنم
حتی با زندگی ...
این سه تا نقطه را برای تو گذاشته‌ام
عشق من
همیشه اینها نشانه‌یِ سانسور نیست
هزار حرف و تصویر و خاطره
در آن خوابیده
مثل من که وقتی نگاهت کنم
سه نقطه بیش‌تر نمی‌بینم
تو
من
و خدا
که از دیوانگی سر به بیابان گذاشت.
دیدگاه ها (۱)

مادری که آرزوی پسر پنج‌ساله‌اش را باور نکردآنچه امروز بیش از...

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

🖤 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌«تو را دوست دارم...»نه شبیه باران،که آرام می‌بارد و...

وقتی جلوشون گریه میکنیم

هنوز وقتی تویِ فکر می‌رم و می‌بینم که دیگه کنار من نیستی غمگ...

‏🦙[۰۷:۰۳ ~ ۰۷:۰۵ به وقت ژاپن]جت‌لگ*.. بازم همه چیز رو خراب ک...

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط