مافیا عاشق

مافیا عاشق
پارت 17
ویو تهیونگ:
حرف های مسخره میگفت منم چاقو رو گرفتم زدم رو شونه کوک و بعد ات و بعد خودمم دیگه تحمل ندارم این زنگی چیه من فقط میخواستم با ات باشم و دو تا دختر یا پسر داشته باشیم ولی الان زندگی برام مسخره شد و الان همهگی داریم میمیریم کاش در زندگی بعدی ات باشی خدا ارزوم رو برابرده میکنه
دوسال بعد:
ویو ات:
نمیدونم چرا حس میکنم تو زندگی قبلیم دو نفر رو دوست داشتم و یکی از اونا الان همکلاسیمه من تازه فهمیدم
دیدگاه ها (۰)

مافیا عاشقپارت 18ویو ات: یکی از اونها همکلاسیمه اسمش کوک هست...

مافیا عاشقپارت 19ات: منم دوستت دارم ولی نگفتم چون فکر کردم ک...

مافیا عاشق پارت 16اگه کوک رو بکشم تهیونگ میمونه و اگه تهیونگ...

مافیا عاشقپارت 15ویو ات: داشتم نقشه تهیونگ رو عملی میکردم با...

Dark life..P)13ویو مادر ات:× اون پسرا چشون شده‌..چرا اینجوری...

part39 عشق پنهان جونگ کوک: ...《چهره ی سرد》ات: ...چرا انقدر س...

Change in time / p.11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط