‌ از جاده ی احساس تو ، از درد نوشتم

‌ از جاده ی احساس تو ، از درد نوشتم
از یک دل غمگین، دل یک مرد نوشتم

ازقصه ی شبهای بلندی که تو بودی
تا خاطره هایی که شدند زرد نوشتم

از چک چک هر قطره ز دلتنگی قلبم
ز اوارگی این دل شبگرد نوشتم

از کوشش بی حاصل این قلب شکسته
تا فاصله هایی که غم آورد نوشتم

از سوز نفس گیر رخ سرد حضورت
از یک شب طوفانی نامرد نوشتم

از درد فراق و غم دلتنگی شبها
تا ضجه که تاثیر نمی کرد نوشتم

افسوس نشد باشی و همدرد بمانی
شاعر شدم و از دل پر درد نوشتم
دیدگاه ها (۳)

‌ آمدی ، گل در وجودم زاده شدبرگ برگِ خاطرم ، افتاده شدکوچ کر...

با من بیا زیبای من! تا عشق  ...

عاشقی جرم قشنگی ست مرا دار نزن شده ام عاشق تو، عشق مرا جار ن...

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانمهمه هستی تویی ، فی ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط