بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد چهل🍷🔪
دستشو گذاشت روی سینه ام و کنارم قرار گرفت
لامپ و با دستش خاموش کرد
لب زد
+بهت میگم!
سری تکون دادم منتظر نگاهش کردم که ادامه داد
_نه الان
اخمامو کشیدم تو هم
ولی کن الان میخواستم بدونم کارش چیه
خواستم چیزی بگم
ولی با کاری که کرد حرفم نصفه موند...
دستشو گذاشت زیر چونم
برد بالا و آروم آروم گفت
+خیلی شیرینی میشه بخورمت؟
منو میخورد
با خجالت سرمو پایین انداختم
که خندید
_ادم دلش میخواد تورو تو خودش حل کنه...
چشمامو دزدیدم
یادم نرفت درباره کارش ازش بپرسم
فرصت دادم بهش
تا هر موقع موقعیتش شد بهم بگه ..
سرمو تو بغلش قایم کردم
لب زدم
+تازه رفتم حموم نکن
_ن...ک...ردم که
ده پارت که قول دادم تقدیم نگاه قشنگتون عشقاااا🥺🥰
پارت صد چهل🍷🔪
دستشو گذاشت روی سینه ام و کنارم قرار گرفت
لامپ و با دستش خاموش کرد
لب زد
+بهت میگم!
سری تکون دادم منتظر نگاهش کردم که ادامه داد
_نه الان
اخمامو کشیدم تو هم
ولی کن الان میخواستم بدونم کارش چیه
خواستم چیزی بگم
ولی با کاری که کرد حرفم نصفه موند...
دستشو گذاشت زیر چونم
برد بالا و آروم آروم گفت
+خیلی شیرینی میشه بخورمت؟
منو میخورد
با خجالت سرمو پایین انداختم
که خندید
_ادم دلش میخواد تورو تو خودش حل کنه...
چشمامو دزدیدم
یادم نرفت درباره کارش ازش بپرسم
فرصت دادم بهش
تا هر موقع موقعیتش شد بهم بگه ..
سرمو تو بغلش قایم کردم
لب زدم
+تازه رفتم حموم نکن
_ن...ک...ردم که
ده پارت که قول دادم تقدیم نگاه قشنگتون عشقاااا🥺🥰
- ۲.۴k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط