گویی دو چشم جادوی عابدفریب او

گویی دو چشم جادوی عابدفریب او
بر چشم من به سحر ببستند خواب را
دیدگاه ها (۲۰)

آورده ز غمزه سحر در چشمدر داده ز فتنه تاب در مویسعدی

به دنبال ظاهر نباشکه فریبنده استدنبال مال و ثروت نباشکه فانی...

دل عاشق به پیغامی بسازدخمار آلوده با جامی بسازدمرا کیفیت چشم...

چشمم بستی به زلف دلبندهوشم بردی به چشم جادوهر شب چو چراغ چشم...

و چشم‌های هرکس به نظرم زیبا بود انگار چیزی که زیباشان می‌کرد...

درمیان هردو دریایت تخته بندم کرده ایباز می گویی با من ای نام...

کجا بودی که "دیشــب" تا سحر در فکر گیسویت...دلم خـواب پریشان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط