آسمان می بارد و چشمان من تر می شود

آسمان می بارد و چشمان من تر می شود
عشقبازی با خدا ، کم کم میسر می شود

بوی پاییز است حالا در مشام روزگار
حال من با "مهر" آغوش تو بهتر می شود

شور یک شهریور بی تاب دارم در دلم
بس که باران حضور تو مکرر می شود

زندگی با ما چه بازی های تلخی می کند
عمر ما هم پای این دیوانگی سر می شود

بهترین پاداش، تقدیر تو از بازنده است
توی این بازی کسی که برد، آخر می شود...

عاشقی روح مرا تطهیر خواهد کرد چون
اشک چشمانم گلاب ناب قمصر می شود

"آمدی جانم به قربانت" ، بیا پاییز من
کی "بهار دل نشین"با تو برابر می شود؟
دیدگاه ها (۱)

آسمان می بارد و چشمان من تر می شودعشقبازی با خدا ، کم کم میس...

آسمان می بارد و چشمان من تر می شودعشقبازی با خدا ، کم کم میس...

دوست دارم آنقدر اشک بریزم که خبر اشک های بی پایانم به تو برس...

کمی بمان!کمی به من نگاه کن!نگاهت تنها دلیل آرامشم است!در چشم...

#دلنوشته_لیلی #خالقبر زیر سایه ی درخت بید نشسته ام،همان بی...

سید مجتبی شجاعی

وقتی که تشنگی به نظر تاب می خوردماهی ز تنگ تنگ خودش آب می خو...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی زوالپرسه ایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط