دید وقت دستت با کاغذ میبری

دیدے وَقتۍ دَستِتُ با کاغَذ میبُری{🙀 }
- اَذیَتِت میکُنہ میسوزه{🙄 }

- اَز فِکرِت بیرون نِمیره{😿 }
- اَمآ وَقتۍ با چآقو میبُرے{🔪 }

- بَعد چَند دَقیقه فَراموش میکُنۍ{🙈 }
- دَر وآقع کاغَذ اَز چاقو بُرنده تَر نیست{💫 }

- ولی تو اَز کاغَذ تَوَقع{💜 }
- آسیب رِسوندن نَداشتۍ{🍷 }

- اینَم حِکآیت بعضیآس{👻 }
- کہ مآ اَزشون تَوقع نَدآریم{🙇 🏻 }

- ولۍ بَدترین ضَربہ هآرو بِهمون میزنن{💔 }
دیدگاه ها (۱)

روزهایی هست کهباید زیرش خط کشید تا به چشمت بیاید!روزهایی کهو...

مهربانچه لطیف است حس اغازی دوبارهوچه زیباست رسیدن دوباره روز...

صدا گریه هاش😭 پر شده بود تو اتاق🚪 داشټ جۅڹ میداد😓 داد میزد😫 ...

چِه قدر سَختِه ...که زبونت نتونِه هیچے بِگه !ولے مَغزت هِے ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط