#بخونید

#بخونید
دختربا نازبه خداگفت: چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار داری خود را برای همگان نکنم؟

خدا گفت:زیبای من!تو را فقط برای خودم آفریدم

دخترک،پشت چشمی نازک کرد و گفت:خدا که بخل نمی ورزد،بگذار آزاد باشم

*خدا چادر را به دخترک هدیه داد*

دخترک با بغض گفت:با این؟اینطور که محدودترم.اصلا می خواهی زندانی ام کنی؟

یعنی اسیر این چادر مشکی شوم ؟؟؟؟

خدا قاطع جواب داد:بدون چادر،اسیر نگاه های آلوده خواهی شد...

هر چیز قیمتی را که در دسترس همه نمی گذارند.تو جواهری

دخترک با غم گفت:آخر...آخر،آنوقت دیگر کسی مرا دوست نخواهد داشت.

نه نگاهی به سمت من خواهد آمد و نه کسی به من توجه میکند

خدا عاشقانه جواب داد:من خریدار توام! منم که زود راضی می شوم و نامم سریع الرضاست.
آدمیانند و هزاران نوع سلیقه!
هرطور که بپوشی و بیارایی،باز هم از تو راضی نمی شوند!
اصلا مگر تو فقیر نگاه مردمی؟آن نگاه ها مصدومت میکند

اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۳)

دلخوشم من چون گدای این درمهم گدای فاطمه هم حیدرمسوی این در ه...

#بخونید⇨♢⇦علی (ع) در قرآن⇨♢⇦¤… صراط المستقیم…¤ ⇦ اصلاً تابه...

#بخونیددوستان سلام. این پست برام خیلی جالب بود یعنی کیف کردم...

#بخونیدبسمه تعالیسلام دوستان صبحتون بخیروبرکتتوصیه هایی برای...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟑𝟗ورا هیچ چیزی از حرفای ...

Part 8

Nobody

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط