سخت است

سخت است
سخت است درک کردن دختری که غم هایش را خودش میداند و دلش
که همه تنها لبخندهایش را میبینند
که حسرت میخورند بخاطر شاد بودنش
بخاطرخنده هایش
و هیچکس جز همان دختر نمیداند چقدر تنهاست
که چقدر میترسد
از باختن
از اعتمادِبی حاصلش
از یخ زدن احساس و قلبش
از زندگی
دیدگاه ها (۲)

خدای من !نه آن قدر پاکم که کمکــــم کنی و نه آن قدر بدم که ر...

به بعضیا باید گفت :عزیزم بی شعوریت ذاتیه یا خودتم در این ر...

.. باز باران، با ترانه، ميخورد بر بام خانه خانه ام كو؟ خانه ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ... ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ... ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺷﮑﺮﯼ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ... ﺍﻣﺎ ﺗﻮ.....

دخترک بفضش با حالت ناجور ترکید و اشک هایش مثل آبشار سرازیر ش...

سناریو از دشمنان تا عاشقان

رمان لیچافصل ۳ برج شروع و پایان من و توپارت1#نویسندهلیا بعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط