پارت⁷ •sad rose•

پارت⁷ •sad rose•

شوگا: تو هر چقدم چشمک بزنی، ابرو بالا پایین کنی اون نمیفهمه
تهی: دقیقا
نامجون: برادر نفهمی داری"آروم طوری که فقط تهی بشنوه"
تهیونگ:نامجون هیونگ شنیدماااا
نامجون: گفتم که بشنوی
جین: هی تهیونگ قشنگ خودتو بپوشون چون قراره بری بیرون.
تهیونگ:کجا اول صبحی؟
جین:اول صبح؟ لنگ ظهره، برای ناهار میخوام سوشی و جاجامنیون درست کنم با سوپ کلم!ماهی و کلم نداریم، نودلامونم کمه!
تهیونگ:خب؟
جین:خب؟
تهیونگ: خب؟
جین:یعنی باید بری خرید
تهیونگ: باشهو رفتم و رو مبل لم دادم

جین:خب؟
تهیونگ: خب؟
جین: خب پاشو برو دیگه
تهیونگ:.......
تهی: هیونگ من گشنمه
جین: اینو باید به برادر گرامیت بگی.
تهی: اوپاااا پاشو دییگه من گشنمه
تهیونگ:.........
تهی: هیونگ این بلند نمیشههههه
جین: باشه باشه، غر نزن خودم میرم
فقط نامجون نره داخل آشپزخونه
نامجون: هییییی

«ویو تهی»

بعد از اینکه جین هیونگ رفت بیرون منم رفتم داخل اتاقم
رو تخت نشستم و گوشیمو روشن کردن و شروع کردم به خوندم هیتا.

«حالم ازت بهم میخوره شنیدم قلبت مریضه هاهااا»

«تهیونگ هم بزور تحملت میکنه تو افتضاحی»

«تو چه آیدلی هستی که هیچی بلد نیستی»

«دختره ی بی استعداد....کاش بمیری»

«فقط با پارتی بازی به اینجا رسیدی»

و..........
دیدگاه ها (۰)

پارت⁸ •sad rose•«ویو جونگکوک» وارد اتاق تهی شدم دیدم گوشیش د...

«سناریو» (وقتی با دمپایی صورتی که برات خریدن میزنی تو سرشون)...

«سناریو» (وقتی بهشون میگی برام غذا درست کن) نامجون: شما به ن...

سناریو درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط