می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود
آب از تماس با عطشم شعله‌ور شود

آنگاه بی‌مضایقه‌تر نعره می‌کشم
تا آسمان ِ کر شده هم با خبر شود

آن‌قدرها سکوت تو را گوش می‌دهم
تا گوشم از شنیدن ِ بسیار کر شود

تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست
«عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»

آرامشم همیشه مرا رنج داده‌است
شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟

مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمی‌برد
کاشا که عشق مختصری نیشتر شود.
دیدگاه ها (۶)

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شود...

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شود...

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شود...

نمی‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شو...

نصرالله عسگری شاعر دورودی

مهدی اخوان ثالثموجها خوابیده اند ، آرام و رامطبل طوفان از نو...

این عروسکی بود که چت جی پی تی واس من درست کرده 😂 ایده هم از ...

سالواتور موندی اثری از لئوناردو داوینچی

اوسی اف ان اف- ترسا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط