آقای مجری : یه خاطره بدون در بگو
آقای مجری : یه خاطره بدون در بگو
فامیل : یبار ما رفته بودیم دربند...
آقای مجری : ببین باز در توش بود یه چیزی بگو در نداشته باشه
فامیل : خب من چی بگم دیگه ... بگم دَرَکه اونم در داره
آقای مجری : راجب کوه بگو..راجب دریا بگو
فامیل : دریام در داره آقا... میگی چی... دریــا نمیگی که پنجره یا... دریائه
آقای مجری : نه مثلا...
فامیل : میگم چیز در نَدار وجود نداره شما میگین نه
آقای مجری : یه چیزی ... خاطره ای که توش در نباشه
فامیل : با دوستام و اینا رفته بودیم کنار دریا، یه تنی به آب بزنیم... رفتیم شیرجه زدیم وسط آب ... داشتم شنا میکردم، یهود دیدم درپاییم گم شد... دیدم اااا درپاییم نیس ...
آقای مجری : درپایی نه، دمپایی
فامیل : چی شده؟؟... دمپایی چیه دیگه ... درپاییه... پارو از توش درمیارن
آقای مجری : دمِ پایی یعنی دمِ پاس
فامیل : اولا که همیشه پارو از توش درمیارن دوما که همیشه پای دره... بهش میگن درپایی... دمپایی چیه از خودتون درمیارین :|
آقای مجری : حالا بگذریم ...رفته بودی شنا میکردی بعد چی شد؟؟
فامیل : آره دیدیم این درپایی نیست تازه این درپایی یادگاری بود گفتم باید اینو پیدا کنم... زیر آب وِر شد از پام... ما زیرابی رفتیم . همینجور داشتیم شنارو میزدم کنار یه هویی دیدم ااااا دستم به چیزی گیر کرد!!!
کشیدم کشیدم کشیدممم یدفه ای نگو این دررره :|
درو باز کردم یهوو دیدم اوه ، همه آبا رفت تووو !!!!
اونجا تبدیل به کویر شد دیگهه!!!!
نگو این درِ دریا بود باز کرده بودم... همه گفتن آقا چرا درو باز کردی... اون درو تا حالا هیشکی باز نکرده بود...
دیگه ما خجالت زده درو بستیم و برگشتیم سوار ماشین شدیم اومدیم :|||
فامیل : یبار ما رفته بودیم دربند...
آقای مجری : ببین باز در توش بود یه چیزی بگو در نداشته باشه
فامیل : خب من چی بگم دیگه ... بگم دَرَکه اونم در داره
آقای مجری : راجب کوه بگو..راجب دریا بگو
فامیل : دریام در داره آقا... میگی چی... دریــا نمیگی که پنجره یا... دریائه
آقای مجری : نه مثلا...
فامیل : میگم چیز در نَدار وجود نداره شما میگین نه
آقای مجری : یه چیزی ... خاطره ای که توش در نباشه
فامیل : با دوستام و اینا رفته بودیم کنار دریا، یه تنی به آب بزنیم... رفتیم شیرجه زدیم وسط آب ... داشتم شنا میکردم، یهود دیدم درپاییم گم شد... دیدم اااا درپاییم نیس ...
آقای مجری : درپایی نه، دمپایی
فامیل : چی شده؟؟... دمپایی چیه دیگه ... درپاییه... پارو از توش درمیارن
آقای مجری : دمِ پایی یعنی دمِ پاس
فامیل : اولا که همیشه پارو از توش درمیارن دوما که همیشه پای دره... بهش میگن درپایی... دمپایی چیه از خودتون درمیارین :|
آقای مجری : حالا بگذریم ...رفته بودی شنا میکردی بعد چی شد؟؟
فامیل : آره دیدیم این درپایی نیست تازه این درپایی یادگاری بود گفتم باید اینو پیدا کنم... زیر آب وِر شد از پام... ما زیرابی رفتیم . همینجور داشتیم شنارو میزدم کنار یه هویی دیدم ااااا دستم به چیزی گیر کرد!!!
کشیدم کشیدم کشیدممم یدفه ای نگو این دررره :|
درو باز کردم یهوو دیدم اوه ، همه آبا رفت تووو !!!!
اونجا تبدیل به کویر شد دیگهه!!!!
نگو این درِ دریا بود باز کرده بودم... همه گفتن آقا چرا درو باز کردی... اون درو تا حالا هیشکی باز نکرده بود...
دیگه ما خجالت زده درو بستیم و برگشتیم سوار ماشین شدیم اومدیم :|||
- ۲.۵k
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط