سر افطار میرسی؟
سر افطار میرسی؟
چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی
اشکم شبیه خون جگر شد نیامدی
گفتم غروب جمعه تو از راه میرسی
عمرم در این قرار به سر شد نیامدی
تا خواستم به جاده وصل تو رو کنم
غفلت مرا رفیق سفر شد نیامدی
درمسجدیم وطاعت این ماه شغل ماست
بیقبله هر نماز به سر شد نیامدی
این نفس بد مرام مرا خوار و زار کرد
روز و شبم به لغو سپر شد نیامدی
رسوایی گدای تو از حد گذشته است
عمرم به هر گناه هدر شد نیامدی
از ما گناه سر زد و تو شاهدش شدی
دیدی دلم به راه دگر شد نیامدی
خسرانزده کسیست که ازیارغافل است
بیتو دعا بدون اثر شد نیامدی
از ما که منفعت نرسیده برای تو
هرچه ز ما رسیده ضرر شد نیامدی
گفتیم لااقل سر افطار میرسی
دیده به راه ماند و سحر شد نیامدی
احسان محسنیفر
چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی
اشکم شبیه خون جگر شد نیامدی
گفتم غروب جمعه تو از راه میرسی
عمرم در این قرار به سر شد نیامدی
تا خواستم به جاده وصل تو رو کنم
غفلت مرا رفیق سفر شد نیامدی
درمسجدیم وطاعت این ماه شغل ماست
بیقبله هر نماز به سر شد نیامدی
این نفس بد مرام مرا خوار و زار کرد
روز و شبم به لغو سپر شد نیامدی
رسوایی گدای تو از حد گذشته است
عمرم به هر گناه هدر شد نیامدی
از ما گناه سر زد و تو شاهدش شدی
دیدی دلم به راه دگر شد نیامدی
خسرانزده کسیست که ازیارغافل است
بیتو دعا بدون اثر شد نیامدی
از ما که منفعت نرسیده برای تو
هرچه ز ما رسیده ضرر شد نیامدی
گفتیم لااقل سر افطار میرسی
دیده به راه ماند و سحر شد نیامدی
احسان محسنیفر
- ۱.۴k
- ۲۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط