نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من

نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من
شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است،
تنیده تار سیه، عنکبوت نومیدی
فشرده پنجه و با روح من هم‌آغوش است،
‌
میان خانه‌ی ویرانه‌ی جوانی من،
به هر طرف نگرم جای پای حرمان است
زبان گشوده شکاف شکنجه‌های فراق:
در آرزوی کسی سوختن نه آسان است!
‌
#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۲)

🌱🍒نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل منشکسته شاخه‌ی امید و خانه خا...

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

پرویز خائفی شاعر شیرازی

سید کریم امیری

!مسافر خانه تسخیر شدهیک شب سرد زمستونی بود،هوا گرگ و میش بود...

!مسافر خانه تسخیر شدهیک شب سرد زمستونی بود،هوا گرگ و میش بود...

شهری در آسمان قسمت پنجم خرمشهر شقایقی خون‌رنگ است كه داغ جنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط