من از وقتی تو نوشته هایم را می خوانی، می نویسم.

من از وقتی تو نوشته هایم را می خوانی، می نویسم.
از وقتی اولین نامه را نوشتم. نامه ای که نمی دانستم مفهومش چیست. 
نامه ای که معنایش را تنها در چشمان تو می یافتم.
من هیچ گاه بیش از سه جمله ی اول این نامه چیزی ننوشته ام:
هیچ باوری نداشتن. منتظر چیزی نبودن. امید داشتن به آن که روزی اتفاقی بیفتد.
کلمه ها از زندگی ما عقب هستند.
تو همیشه از آن چه من انتظار داشتم، جلوتر بودی.
تو همیشه غیره منتظره بودی...!

نام کتاب :غیر منتظره | کریستین بوبن | مترجم:نگار صدقی
دیدگاه ها (۲)

ما در حسرت دنیایی زندگی می کنیم که جدایی توش راهی نداشته باش...

کافی است آدم بدون پیش داوری یا عادت های ذهنی به مسئله نگاه ک...

افسوس که انسان قدر سعادت را نمی‌داند، موقعی می‌فهمی که آن را...

مه لقا جابری...

عاشقانه های شبنم

میدانی بابای مهربونم😭😭😭 کاااش آخرین بار محکمتر از همیشه بغلت...

ص ۶۵ ان شب پریسا از زندگی شخصی خودش گفت از ترسها از امیدها ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط