دیگر نه زندگانی میکنم و نه خواب هستم، نه از چیزی خوشم می‌

دیگر نه زندگانی میکنم و نه خواب هستم، نه از چیزی خوشم می‌آید نه بدم می‌آید.
من با مرگ آشنا و مانوس شده‌ام. یگانه دوست من است،تنها چیزی است که از من دلجویی میکند.
قبرستان به یادم می‌آید، دیگر به مرده‌ها حسادت نمی‌ورزم، من هم از دنیای آنها به شمار می‌آیم.
من هم با آنها هستم، یک زنده به گور
دیدگاه ها (۶)

گوناگون

بـــاور کن آن قدر ها هم سخت نیستفهمیدن اینکهبعضی ها می آیند ...

روزهای رفته ی سال را ورق میزنم .......چه خاطراتی که زنده نمی...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁶خوشبختی از نگاهِ هرکسی، معنایی متفاوت دارد. ا...

Between Sleep and Breath

نفس می‌کشم. همین. نه برای فردایی که نیامد، نه برای خاطره‌ای ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁴هیچکس نمی‌تواند برای همیشه زندگی کند، اما چیز...

سلامممممممم من اومدم با فیک جدیددد لیلیلیلیلیللییلی

ترجمه لایو تولد جونگ کوک 🎀✨🐰اگه دوربین جدیدی که قصد خریدش دا...

جن و همزاد ...

⭕️خطر جِنّ یا همزاد؟💢پرسش:آیا درست است که هر انسان دارای یک ...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط