🖤 پناه من
🖤 پناه من
𝐂𝐡𝐚𝐫𝐚𝐜𝐭𝐞𝐫 𝐈𝐧𝐭𝐫𝐨 | معارفه شخصیتها
🖤 لانا
سن: ۱۸ سال
شغل: مأمور مخفی پلیس
دختری با چهرهای معصوم و فوقالعاده کیوت؛ کسی که اگر برای اولین بار ببینیش، محاله فکر کنی مأمور مخفی پلیسه.
اما پشت آن چهرهی شیرین، دختری قرار دارد که سالها آموزش دیده، باهوش است و در شرایط خطرناک میتواند کاملاً خونسرد بماند.
تنها خانوادهاش، برادر بزرگترش تهیونگ است.
و یک راز بزرگ دارد...
فقط یک نفر در دنیا فهمیده لانا پلیس است: جونگ کوک.
کسی که نهتنها راز او را فاش نکرد، بلکه خودش لانا را طوری تربیت کرده که بتواند از پس خطرناکترین موقعیتها بربیاید.
اما چیزی که هیچکس نمیداند این است که...
همین دختر کیوت، تنها کسی است که توانسته دیوارهای یخ قلب جونگ کوک را ترک بدهد.
---
🖤 جونگ کوک
سن: ۲۰ سال
شغل: رئیس مافیا
خطرناکترین مافیای دنیا.
اسمش برای خیلیها کافی است تا دستوپایشان را گم کنند.
هیچکس جرئت نمیکند مقابلش بایستد و هیچکس نمیداند پشت آن چهرهی سرد چه میگذرد.
جونگ کوک از کودکی سرد بود.
از همان یکسالگی تا بیستسالگی...
حتی یک بار هم نخندیده بود.
نه خانوادهای داشت، نه کسی که واقعاً دوستش داشته باشد.
تنها کسی که همیشه کنارش بود، زنی چهلساله به نام اجوما بود؛ خدمتکاری که برایش بیشتر از یک خدمتکار و شبیه مادر بود.
اما بعد...
لانا وارد زندگیاش شد.
دختری که برخلاف تمام آدمهای دنیا از او فرار نکرد.
دختری که توانست کاری را انجام دهد که هیچکس در بیست سال گذشته نتوانسته بود:
لبخند روی صورت جونگ کوک بیاورد.
و شاید عجیبترین قسمت ماجرا این باشد...
خطرناکترین مرد دنیا، تنها برای یک دختر میتواند تبدیل به امنترین پناه دنیا شود.
𝐂𝐡𝐚𝐫𝐚𝐜𝐭𝐞𝐫 𝐈𝐧𝐭𝐫𝐨 | معارفه شخصیتها
🖤 لانا
سن: ۱۸ سال
شغل: مأمور مخفی پلیس
دختری با چهرهای معصوم و فوقالعاده کیوت؛ کسی که اگر برای اولین بار ببینیش، محاله فکر کنی مأمور مخفی پلیسه.
اما پشت آن چهرهی شیرین، دختری قرار دارد که سالها آموزش دیده، باهوش است و در شرایط خطرناک میتواند کاملاً خونسرد بماند.
تنها خانوادهاش، برادر بزرگترش تهیونگ است.
و یک راز بزرگ دارد...
فقط یک نفر در دنیا فهمیده لانا پلیس است: جونگ کوک.
کسی که نهتنها راز او را فاش نکرد، بلکه خودش لانا را طوری تربیت کرده که بتواند از پس خطرناکترین موقعیتها بربیاید.
اما چیزی که هیچکس نمیداند این است که...
همین دختر کیوت، تنها کسی است که توانسته دیوارهای یخ قلب جونگ کوک را ترک بدهد.
---
🖤 جونگ کوک
سن: ۲۰ سال
شغل: رئیس مافیا
خطرناکترین مافیای دنیا.
اسمش برای خیلیها کافی است تا دستوپایشان را گم کنند.
هیچکس جرئت نمیکند مقابلش بایستد و هیچکس نمیداند پشت آن چهرهی سرد چه میگذرد.
جونگ کوک از کودکی سرد بود.
از همان یکسالگی تا بیستسالگی...
حتی یک بار هم نخندیده بود.
نه خانوادهای داشت، نه کسی که واقعاً دوستش داشته باشد.
تنها کسی که همیشه کنارش بود، زنی چهلساله به نام اجوما بود؛ خدمتکاری که برایش بیشتر از یک خدمتکار و شبیه مادر بود.
اما بعد...
لانا وارد زندگیاش شد.
دختری که برخلاف تمام آدمهای دنیا از او فرار نکرد.
دختری که توانست کاری را انجام دهد که هیچکس در بیست سال گذشته نتوانسته بود:
لبخند روی صورت جونگ کوک بیاورد.
و شاید عجیبترین قسمت ماجرا این باشد...
خطرناکترین مرد دنیا، تنها برای یک دختر میتواند تبدیل به امنترین پناه دنیا شود.
- ۸۹
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط