وقتی بهت خیانت میکنه
وقتی بهت خیانت میکنه
p۴
ویو جیمین
وقتی اعضا اون حرفا رو بهم زدن تازه فهمیدم چیکار کردم
رفتم خونه یه دوش گرفتم لباسام و عوض کردم و رفتم روی تختم
دلم برای دست ات بغلش بوی تنش دلم برای همچیش تنگ شده بود
کاشکی گول اون زنیکه رو نمیخوردم
ریییییییگ رییییییییگ
دیدم دوباره سوفیا زنگ زده
نکته:سوفیا همون دختریه که با جیمین رفته تو رابطه
جیمین: ها
سوفیا: سلام چی شده
جیمین: به تو چه
سوفیا: وا خب چی....
جیمین: مرگ وا حالا گمشو
و بعد جیمین گوشیش د قطع کرد
ویو جیمین
یهو دیدم صدای در اومد
رفتم ببینم کیه
ها ات وای اون اینجا چیکار میکنه
ویو ات
رفتم طبقه بالا تا دراز بکشم یهو دیدم جیمین اون جاست
ات:بهبه برگشتیم رو تخت خوش گذشت
جیمین: ات برات توضیح میدم
ات:جیمین چیو... چیو میخای توضیح بدی
جیمین: ات من دوست دارم خواهش میکنم یه فرصت دیگه بهم بده خواهش میکنم ات من بدون تو نمیتونم زندگی کنم(با بقض)
ادامه دارد...
p۴
ویو جیمین
وقتی اعضا اون حرفا رو بهم زدن تازه فهمیدم چیکار کردم
رفتم خونه یه دوش گرفتم لباسام و عوض کردم و رفتم روی تختم
دلم برای دست ات بغلش بوی تنش دلم برای همچیش تنگ شده بود
کاشکی گول اون زنیکه رو نمیخوردم
ریییییییگ رییییییییگ
دیدم دوباره سوفیا زنگ زده
نکته:سوفیا همون دختریه که با جیمین رفته تو رابطه
جیمین: ها
سوفیا: سلام چی شده
جیمین: به تو چه
سوفیا: وا خب چی....
جیمین: مرگ وا حالا گمشو
و بعد جیمین گوشیش د قطع کرد
ویو جیمین
یهو دیدم صدای در اومد
رفتم ببینم کیه
ها ات وای اون اینجا چیکار میکنه
ویو ات
رفتم طبقه بالا تا دراز بکشم یهو دیدم جیمین اون جاست
ات:بهبه برگشتیم رو تخت خوش گذشت
جیمین: ات برات توضیح میدم
ات:جیمین چیو... چیو میخای توضیح بدی
جیمین: ات من دوست دارم خواهش میکنم یه فرصت دیگه بهم بده خواهش میکنم ات من بدون تو نمیتونم زندگی کنم(با بقض)
ادامه دارد...
- ۲۵۹
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط