زارت جدیدچیز آرت جدید
زارت جدید...چیز.. آرت جدید😑😐
اسم:ایچیکا
معنی اسم:هزاران گل
اسم به ژاپنی:イチカ
فامیل:ساتو
معنی فامیل:ویستریا
فامیل به ژاپنی:佐藤
پیشه:نظافتچی سپاه شیطان کش ها(قبلا) دستیار موزان (الان)
وضعیت:زنده
نژاد:انسان(قبلا)شیطان(الان)
سن:۱۴
سن شیطانی:۳۵۶
جنسیت:زن
بستگان:
پدر و مادری بی نام
هنر خون شیطان:گیاهان خونی
رتبه:رده بالای ششم
قد:۱۶۰
وزن:۴۱
داستان زندگی:
یک روز توی یک روستا دختری به نام ایچیکا به دنیا میاد وقتی پدر و مادر ایچیکا اون رو می بینن تعجب می کنن چون ایچیکا یک نیمه شیطان به دنیا آومده بود همیشه پدر و مادر ایچیکا او رو کتک میزدن و به اون غذا نمی دادن اما ایچیکا چون یک نیمه شیطان بود چیزیش نمی شد روز ها همین طوری ادامه داشت تا اینکه ایچیکا ۱۲ ساله شد پدر و مادر ایچیکا یک روز تصمیم گرفتن وقتی شب شد خونه رو آتیش بزنن و خودشون فرار کنن و ایچیکا رو تو خونه بزارن تا بسوزه غروب بود خورشید دیگه تو آسمون نبود ایچیکا از نقشه ی پدر و مادرش با خبر شده بود و قبل از غروب فرار کرده بود خلاصه پدر و مادری ایچیکا خونه رو آتیش زدن و فرار کردن تو راه فرار ناگهان به یه شیطان رسیدن اون شیطان هم دوما بوده دوما هم پدر و مادری ایچیکا رو می کشه ایچیکا که قبلا فرار کرده بود توی راه فرار از روستا بود که به یه شیطان کش میرسه اون شيطان کش متوجه نیمه شیطان بودن ایکو نمیشه و به اون میگه که ما تو سپاه شیطان کش ها نیاز به یه نظافتچی زن دارم ایچیکا هم قبول میکنه و با اون شیطان کش میره و ایچیکا نظافتچی اون جا میشه ۲ سال میگذره و ایچیکا ۱۴ ساله میشه یه شب که ایچیکا توی جنگل مشغول جمع کردن توت بود که از دور یه مردی رو میبینه و بعد از چند ثانیه اون مرد ناپدید میشه بعد هم صدایی از پشت سر اون میاد ایچیکا هم تا رو شو اون ور می کنه بی هوش میشه راستی اون مرد موزان بود و بعد از چند ساعت روی تخت موزان به هوش میاد و میبینه که دیگه یک نیمه شیطان نیست بلکه یک شیطان کامل هست
اسم:ایچیکا
معنی اسم:هزاران گل
اسم به ژاپنی:イチカ
فامیل:ساتو
معنی فامیل:ویستریا
فامیل به ژاپنی:佐藤
پیشه:نظافتچی سپاه شیطان کش ها(قبلا) دستیار موزان (الان)
وضعیت:زنده
نژاد:انسان(قبلا)شیطان(الان)
سن:۱۴
سن شیطانی:۳۵۶
جنسیت:زن
بستگان:
پدر و مادری بی نام
هنر خون شیطان:گیاهان خونی
رتبه:رده بالای ششم
قد:۱۶۰
وزن:۴۱
داستان زندگی:
یک روز توی یک روستا دختری به نام ایچیکا به دنیا میاد وقتی پدر و مادر ایچیکا اون رو می بینن تعجب می کنن چون ایچیکا یک نیمه شیطان به دنیا آومده بود همیشه پدر و مادر ایچیکا او رو کتک میزدن و به اون غذا نمی دادن اما ایچیکا چون یک نیمه شیطان بود چیزیش نمی شد روز ها همین طوری ادامه داشت تا اینکه ایچیکا ۱۲ ساله شد پدر و مادر ایچیکا یک روز تصمیم گرفتن وقتی شب شد خونه رو آتیش بزنن و خودشون فرار کنن و ایچیکا رو تو خونه بزارن تا بسوزه غروب بود خورشید دیگه تو آسمون نبود ایچیکا از نقشه ی پدر و مادرش با خبر شده بود و قبل از غروب فرار کرده بود خلاصه پدر و مادری ایچیکا خونه رو آتیش زدن و فرار کردن تو راه فرار ناگهان به یه شیطان رسیدن اون شیطان هم دوما بوده دوما هم پدر و مادری ایچیکا رو می کشه ایچیکا که قبلا فرار کرده بود توی راه فرار از روستا بود که به یه شیطان کش میرسه اون شيطان کش متوجه نیمه شیطان بودن ایکو نمیشه و به اون میگه که ما تو سپاه شیطان کش ها نیاز به یه نظافتچی زن دارم ایچیکا هم قبول میکنه و با اون شیطان کش میره و ایچیکا نظافتچی اون جا میشه ۲ سال میگذره و ایچیکا ۱۴ ساله میشه یه شب که ایچیکا توی جنگل مشغول جمع کردن توت بود که از دور یه مردی رو میبینه و بعد از چند ثانیه اون مرد ناپدید میشه بعد هم صدایی از پشت سر اون میاد ایچیکا هم تا رو شو اون ور می کنه بی هوش میشه راستی اون مرد موزان بود و بعد از چند ساعت روی تخت موزان به هوش میاد و میبینه که دیگه یک نیمه شیطان نیست بلکه یک شیطان کامل هست
- ۳.۳k
- ۰۴ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط