هر جا که دری بود زدم

هر جا که دری بود زدم
در طلب او

ویران شود این دل که
چنین در به درم کرد ولی
اگر چه روز من و روزگار می‌گذرد
دلم خوش است که با یاد یار می‌گذرد

چقدر خاطره انگیزوشادورویایی است
قطار عمر که در انتظار می‌گذرد
دیدگاه ها (۱۲)

آخرش هم زیر این خاک آرام خواهیم گرفت، مایی که روی این خاک، آ...

به رسم دل سپردن دل گرفتیدرِ کاشانه ام را گِل گرفتیدل من ساحل...

ای چشم تو دلفریب و جادودر چشم تو خیره چشم آهو در چشم منی و غ...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط